بحران در ادراک، بحران در میدان؛ واکاوی یک واکنش مدیریتی در بارندگی اخیر رشت
مشکل رشت صرفاً یک بارندگی شدید نیست؛ بلکه تکرار آبگرفتگیها نشاندهنده ضعف در پیشگیری، زیرساخت، آمادگی و مدیریت بحران است. بهجای تمرکز بر حاشیههای رسانهای و تکذیب تصاویر، باید مسئله اصلی یعنی کارآمدی مدیریت بحران در میدان و کاهش آسیب به شهروندان در اولویت قرار گیر
🖌️یادداشت ـ نقی هدایتی
بارندگیهای سیلآسا در گیلان پدیدهای تازه و غیرمنتظره نیست؛ آنچه هر بارش شدید در رشت را به یک چالش تکرارشونده تبدیل میکند، بیش از آنکه رفتار طبیعت باشد، کیفیت مواجهه ساختار اجرایی با پدیدههای جوی پیشبینیپذیر است. آبگرفتگی گسترده اخیر رشت، بار دیگر فاصله میان برنامهریزیهای روی کاغذ و واقعیت زیست شهری را آشکار کرد؛ فاصلهای که نحوه واکنش برخی دستگاههای مسئول پس از حادثه نیز بر اهمیت آن افزوده است.
بارندگیهای سیلآسا در اقلیم گیلان، نه پدیدهای نوظهور و غیرمترقبه، بلکه بخشی از زیستبوم طبیعی این دیار است. آنچه با هر بارش شدید در رشت تکرار میشود و شایسته تأمل است، نه رفتار ابرها، بلکه کیفیت مواجهه ساختار اجرایی با پدیدههای جویِ کاملاً پیشبینیپذیر است.
رویداد هفدهم شهریور و آبگرفتگی وسیع در شریانهای اصلی و محلات مختلف رشت، بار دیگر فاصله معنادار میان برنامهریزی روی کاغذ و واقعیت ملموس زیست شهری را عیان ساخت؛ اما آنچه این رخداد را فراتر از یک چالش زیرساختی نشان میدهد، نحوه پاسخگویی و بیانیهنویسی متولیان امر پس از بروز حادثه است.
تقلیل بحران به نزاع تصویری
روابط عمومی مدیریت بحران استانداری گیلان در بیانیهای تفصیلی، تمرکز خود را بر رد اصالت ویدیوی تردد یک قایق موتوری در معابر شهری گذاشته و با ادله هیدرولیکی و تحلیلهای امنیتی، انتشار آن را مصداق جنگ ترکیبی قلمداد کرده است.
کیلک ( صرفنظر از اصالت یا جعلی بودن یک تصویر خاص،) پرسش اساسی این است: از چه زمانی ملاک سنجش کارآمدی دستگاههای امدادی و اجرایی، رد ادعای یک کلیپ در فضای مجازی شده است؟
آیا اگر قایقی در خیابانها تردد نکرده باشد، به این معناست که آبگرفتگی گسترده در معابر، ورود آب به منازل و مغازهها، قفلشدن تردد شهری و خسارت به اموال عمومی رخ نداده است؟
تقلیل مسئلهالعینی و کالبدی به یک مناقشه رسانهای و استفاده از ادبیات کلان برای توجیه کاستیهای ملموس، نشانه روشنی از جابهجایی اولویتها در صحنه مدیریت اجرایی است.
چرخه مدیریت بحران؛ غفلت از پیشگیری و آمادگی
بر اساس اصول بنیادین حکمرانی محلی و ادبیات کلاسیک مدیریت بحران، این فرآیند از چهار مرحله بههمپیوسته تشکیل شده است: پیشگیری و کاهش اثر، آمادگی، پاسخ و بازسازی.
۱. پیشگیری و زیرساخت
بارندگیهای پاییزه و اواخر تابستان رشت همواره با حجم بالای روانآب همراه است. متولیان امر باید پاسخ دهند که جلسات مکرر مدیریت بحران در طول سال، چه خروجی ملموسی در حوزه لایروبی مستمر کانالها، اصلاح هدایت آبهای سطحی، پایش مسیلهای رودخانههای زرجوب و گوهررود و رفع گلوگاههای فنی داشته است؟
۲. آمادگی و هشدار
وقتی هشدارهای هواشناسی از روزها قبل صادر میشود، آمادگی به معنای آرایش میدانی نیروها، پاکسازی پیشدستانه منهولها (چاهکهای دسترسی و جمعآوری روانآب) و استقرار پمپهای خودمکش در نقاط مستعد آبگرفتگی است؛ نه صرفاً اعلام وضعیت آمادهباش در قالب مکاتبات اداری.
۳. پاسخگویی به افکار عمومی
پذیرش مسئولیت، احترام به افکار عمومی و ارائه گزارش دقیق از نواقص زیرساختی، نخستین گام در بازسازی اعتماد عمومی است.
نادیده گرفتن رنج شهروندان و انتساب هرگونه مطالبهگری یا بازتاب عینی خسارات به عوامل بیرونی، تنها به فرسایش سرمایه اجتماعی نهادهای اجرایی میانجامد.
ضرورت گذار از مدیریت واکنشی به عقلانیت ساختاری
تجربه اخیر نشان میدهد که مدیریت بحران در استان، نیازمند یک بازآرایی کارشناسی و نگرشی است. تا زمانی که نگاه مدیریتی، صرفاً واکنشی و منحصر به ارسال ماشینآلات پس از بالا آمدن سطح آب باشد، با هر بارندگی این چرخه ناکارآمد تکرار خواهد شد.
شهروندان رشت نه در پی حاشیهسازی رسانهای هستند و نه شهر را از پشت مانیتورها رصد میکنند؛ آنها با واقعیت زیسته در کوچه و خیابان دستوپنجه نرم میکنند.
شایسته است متولیان امر بهجای نگارش بیانیههای مطول رسانهای، توان کارشناسی و نظارتی خود را صرف بازنگری در طرحهای جمعآوری آبهای سطحی، الزام شهرداریها به تقویت زیرساختها و ارائه گزارشهای شفاف و متواضعانه به مردم نمایند.
پادزهر هرگونه شایعه یا بیاعتمادی، تحقق کارآمدیِ ملموس در میدان و احترام به آگاهی جامعه است
کیلک ( صرفنظر از اصالت یا جعلی بودن یک تصویر خاص،)
هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.